چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۱
مردی که در اولین روز شیفت خادمی‌اش شهید شد!

حوزه/ مردی که دیپلماسی میدانی را با اخلاص و مجاهدت شبانه‌روزی خود گره زد و ثابت کرد لباس دیپلماسی هم می‌تواند کفن راهیان نور باشد. او رفت تا بگوید شهادت فقط در سنگر نیست، گاهی در پشت میز مذاکره و میدان سیاست هم عطر بهشت می‌پیچد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در این متن فرازهایی از خاطرات همسر شهید امیر عبداللهیان و فرزند ایشان را می‌خوانید که جایگاه والای این شهید عزیز را روایت می‌کنند.

همسر شهید:

وزارت نه اسمش نه رسم و مسئولیتش ذره‌ای از خانواده دوستی و مردم‌داری آقای وزیر کم نکرد. او دلبسته صندلی گرم و نرم وزارتخانه و پله‌های ترقی نبود. اسم و رسمش را جای دیگری جستجو می‌کرد؛ شاید در دایره محبوبان خدا.

بارها پیش‌آمده بود که برخی از دوستان شهید در جمع به ایشان گفته بودند که ما در شما استعداد و توانایی‌ای می‌بینیم که به مقام بالایی خواهید رسید.

اما همسرم هر بار که با هم صحبت می‌کردیم می‌گفتند: من همیشه از خدا خواستم که زمانی به جایگاه و مقامی برسم که آن مقام به اندازه عطسه بز برای من بی‌ارزش باشد. دقیقا هم همینطور بود.

ایشان وزارتخانه را فرصتی برای حل بیشتر مشکلات مردم و خدمت به آنها می‌دانستند و هیچ‌وقت تغییر نکردند. همچنان تاکید داشتند از حال همه باخبر باشند.

غیر ممکن بود که در مجلسی نشسته باشند و کودک ۴ یا ۵ ساله‌ای وارد مجلس شود و ایشان به احترام کودک از جا بلند نشود.

شهید عزیز صدای مردم غزه و جبهه مقاومت بود؛ معمولا در خانه از مسائل کاری صحبت نمی‌کردند، اما من تلاش شبانه روزی‌شان را می‌دیدم.

در ایام حمله به غزه پیش نمی‌آمد که زودتر از ساعت ۲ بامداد بخوابند، در صورتی که صبح زود بیدار می‌شدند.

می‌گفتند باید با هرچه در توان داریم تلاش کنیم که این زن و بچه‌های مظلوم از بین نروند.

صهیونیست‌ها قدرت رویارویی با نیروهای مقاومت را ندارند و برای همین به زن و کودکان مظلوم حمله می‌کنند.

من باید صدای این فلسطینیان مظلوم در خارج از کشور باشم. مردم غزه نمی‌توانند صدایشان را به گوش جهان برسانند و من باید این کار را بکنم باید در سازمان ملل فریاد بزنم و با وزرای خارجه صحبت کنم.

فرزند شهید:

پدر از زمانی که شهید رئیسی تولیت آستان‌قدس بودند برای خادمی حرم اقدام کردند، اما گفته بودند که اگر ما به عنوان خادم فقط در صحن‌ها بایستیم شاید بیشتر باعث ایجاد مزاحمت برای مردم باشیم.

دلشان می‌خواست که میز خدمتی باشد و در زمینه تخصصی که دارند در سایه امام رضا (ع) به مردم خدمت کنند که این اتفاق هم رقم خورد و میزهای خدمت شکل گرفت.

دی ماه سال 1403 بود که عنوان خادمی به پدرم تعلق گرفت، اما به دلیل مشغله‌هایی که در این ایام به‌خاطر طوفان الاقصی داشتند هیچ‌وقت فرصت نشد تا به مشهد بروند.

درنهایت قرار بود روز میلاد امام رضا علیه‌السلام طی مراسمی ملبس به لباس خادمی حضرت شوند که دقیقا در همان روز به شهادت رسیدند.

از اول مجلس شهدا را چیدند!

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha